آجی تو را خدا اگه به وبم اومدی حتما پست مرواریدو بخون !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! این دفه سلام به بعضی دوستایی که تو نظراشون در مورد وبلاگم و حرفام حرف زدن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! كسي نميتواند ديگري را مورد قضاوت قرار دهد زيرا وقتي ديگري را مورد قضاوت قرار ميدهيد خود را محكوم كرديد! *دلهايتان دريايي* شاديهايتان يلدايي*مبارك باد اين شب آريايي* سلام و عرض شب بخير من كوه را از جا ميكنم ******************************************************** متن بالارو تو يه مجلا خوندم، نويسنده اش آناهيتا مافي بود(گفتم كه خيانت نكرده باشم). متن بزرگي بود خيلي هم قشنگ بود، به فكرايي كه تو سرمه ربط داشت، گفتم بنويسمش، البته همشو ننوشتم چون خيلي خيلي زياد بود نبايد بشون فكر كرد شايد حرفام شعار باشه اما ميتونيم با همين شعارا خودمونو تغيير بديم يه بار شنيدم يكي كه يه بيماري نا علاج داشت با تلقين خودشو درمان كرد
بايد بگم انگار اين وبلاگم به درد نميخوره
پس بهتره بزارمش گرد بش بخوره
حيفم مياد حذفش كنم
ديگه بايد رفع زحمت كنم
شررررررم كم شد ديگه
اميدوارم همتون
مخصوصا اونا كه نظر دادن هي
موفق باشن
خب خدافظ
پاورقي : انقد گريه نكنيد!!!!!!!!!!!!
حتما
باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اول به این فرد که نظر داده عرض کنم که من رشتم حسابداری نیس بعدشم هیچ وخ مجهولمو ول نمیکنم
راس میگی بگو کیی و من کیم و مجهول کیه!!!
هرچند چیز زیاد مهمی نیس
چون .... بی خیال
سلام به بقیه
اعصابم خیلی خورده
حوصله پست دادن ندارم
فقط اومدم به این عمو یا زن عمو بگم گاگول نیستم
بله
یه چیزی هم بود که فک نکنم جاش باشه بگم
اه .... هیچی
حیف قول دادم حرفا نا امید کننده نزنم!!!!!
خیلی خستم
خیلی حوصله ندارم
آجی کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اصا حوصله حرف زدن ندارم
فقط شاید چن وخ دیگه دق کنم و...............![]()
برم دیگه باید کم کم نهار بخوریم
وشششششششششششششششش
بابااااااااااااااااااااااااااااااای
پاورقی : خدایا بسه دیگه دق کردم!!!!!
راستی این بچه گرجیا کین که هی نظر میدن؟
از حرفا یکیشون اصا خوشم نیومد.
قبول دارم بعضیامون اصالتمونو گم کردیم اما من نه
من هنوز زبون مادریمو فراموش نکردم
هنوز اونایی که به خاطر ما خودشونو از سیخه انداختن یادم نرفته
پس طوری حرف نزن که منم از اون دسته گرجیام که حتی بلد نیستن آب رو به گرجی بگن
راجب این که واسه یه پسر بمیرم هم باید عرض کنم عشق یه چیز مقدسه منم فقط واسه یکی میمیرم نه مثه بعضیا که شصت نفر تو دلم باشن ولی هیشکودومم دوس نداشته باشم
لطفا این موضو رو به اصالت و زبان مادری و این چیزا ربط نده
عشق چیزیه که تو همه ملیت و قوم و .... وجود داره
پس مواظب حرف زدنت باش
از این که اومدی و نظر دادی هم ممنونم
خب دیگه این سایت دانشگام انگار نمیخواد وا شه![]()
برم بیرون بهتره
پس بابای تا بعد
راستی مجهول جونی دووووووووووووووووووووووووووووست دارم ![]()
پاورقی ۱ : امروز دوستام میان خونمون از تنهایی در میام
پاورقی ۲ : فردا شبم دوستا بابام مهمونمونن وششششششششششششششش
ممنون که بیدارم کردین
تو یکی از پستام چیزی نوشته بودم که زیاد جالب نبود. ممنون که گفتین و الانم درستش کردم
امیدوارم همیشه همینجور همه چیزو رک بهم بگین چون هیچ وخ از حقیقت ناراحت نمیشم
منتظر نظرای خوبتون برا خوب ساختن وبلاگم هستم
باز تشکر و خداحافظ
سلام، بعد از روزها دوباره اومدم سراغ وبلاگم. راستش اول كه امتحان داشتمو بعد هم كامپيوترم يه جورايي سوخت و يه مدت ازش دور بودم قبلا هم كه گفتم دوس ندارم برم كافي نت، مخصوصا كافي نتاي اينجا!!!
اين پست يه پست متفاوته و يه جورايي يه نفر يعني يكي از دوستام كه الان نميدونم ميشه بهش گفت دوست مخاطب خودم قرار دادم.
آره آجي جون با تو ام، با تو كه الان نميدونم چه فكرايي از من تو سرته، تويي كه هر كاري ازت انتظار ميرفت جز اينكه با من اينجوري كني!
آجي هر چي فك ميكنم واسه اتفاقي كه بين ما افتاده يه مثالي پيدا كنم هيچي نمياد تو ذهنم. بد كردي، حداقل خودتو جلوم بد جلوه دادي، نميدونستم تا اين حد ظرفيتت كمه و گرنه هيچ وخ خودمو واسه تو كوچيك نميكردم.
واقعا ستمه كه به خاطر دوستت خودتو كوچيك كني اما اون همه چيز رو با ديد بد نگا كنه، كاش اون لحظه انگشتام قط ميشد و اون SMS هاي لعنتي رو نميفرستادم تا اينجور فكرايي درمورد من و مخصوصا مجهولم كه حتما ميشناسيش نكني، بيا و خوبي كن، اين بود جوابم آجي؟!؟؟؟
بهت حق ميدم كه از حرفام ناراحت شده باشي ولي نه تا اين حد كه... خودت ميدوني كه چيكار كردي
به خداونديه خدا كه ميدونم حداقل اونو باور داري خواستم بيدارت كنم، خواستم بگم اگه اونجور بود كه گفتم مواظب خودت باشي و خودتو مثه يه مرواريد تو صدف پاك نگه داري، اگه هم اونجور نبوده و من اشتبا كردم مواظب حرف مردم باشي چون اصلا در شان تو و مخصوصا خونوادت نيس كه اين حرفا رو بزنن چه برسه...
هميشه همينجور بوده هر وخ خواستم به يكي يجورايي كمك كنم اون برداشت بد داشته، شايد لحن صحبتم بده نميدونم ولي ميدونم آخر به حرف من رسيده. من فقط فكر خودت بودم، نه فقط من بلكه مجهولم ازم خواس كه تذكر داده باشم وگر نه بد كردن تو چه نفعي واسه ما داره؟ اتفاقا خيلي هم واسمون بده!
الان با اين كارت خيلي خودتو كوچيك كردي، با حرفا و قضاوتايي كه درمورد منو مجهول كردي شان خودتو اوردي پايين، من انتظار جواباي منطقي ازت داشتم... اما الان ديگه مهم نيست من تو رو به خدا سپردم و فقط از اون خواستم كه اين مشكلو حل كنه، بقيه اش با تو و خدا!
هر روز منتظر پيامت بودم، هر روز ميگفتم امروز حتما پيداش ميشه اما نه... باشه اگه خودت اينجور ميخواي مشكلي نيس فقط ميخوام عاقلانه فكر كني، نه من و نه مجهول بدتو نميخوايم.
هيچ وخ واسه هيچكي آرزوي بدي نداشتم واسه تو هم همينطور، اميدوارم هميشه موفق باشي!
حدافظ
چيه چتونه؟!! به شما ربطي نداره و هيچي هم نميخواد بگين! يه موضوع خونوادگي كه نه دوستانه و شخصيه پس فوضولي نكن!
خدايا
چه گم كرد آنكه تو را يافت
و
چه يافت آن كس كه تو راگم كرد
پاورقي 1 : هميشه قدر دوستتونو بدونين حتي بدترينشون![]()
پاورقي 2 : الان مامانم مياد ميگه: "خاموش كن اين كامپيوتر بي صاحابو چشات از كاسه در اومد، بعد نگي سرم درد گرفت ها، بعد نگي كامپيوتر خراب شده بديم دايي درستش كنه ها ... " و هزار حرف و حديث ديگه!!!![]()
امروز از بس گفتم مادر الانم گفتم مادر
چطوریایین؟
من که هم عالیم هم نه
از نظر روحی که اصلشه خدارو شکر عالیم اما جسمی.......![]()
تازه بیرون بودم و منتظر مجهول که بیاد ببینمشو برم خونه اما انگار دوس نداش بیاد
منم چون حالم زیاد خوب نبود اومدم خونه و رو تخت ولو شدم
پدرم دراومد
صب که بیرون بودیمو این دختر عمومون که ۲ سالشه گیر داد بغلم کن دسته رو خوب ببینم منم با این کمرم که چن وخته میدرده(ازکار زیاده) بغلیدمشو خوب حالشو برد
الهی فداش شم برف که میومد از سرم پاکشون میکرد میگف سرما نخوری![]()
خلاصه به زور از چنگش فراریدمو رفتم پایین مایینا
فریدونشهر رسمه که بعد از گشتن تو خیابونا دسته ها میرن پیشه مسجد و سه ضرب میزنن
صحنه ی خوشگلیه
منم دم در خونه عمه ام بودم که کنار مسجده و یهو دیدم مجهول نانازمم اون وسطاش
الهی من فداش شم یکم زنجیر زد ولی انگار خسته شد و شورو کرد سینه بزنه![]()
بعدشم رفتم خونه خالم
بعد خوردن ناهار رفتم خوابیدم
ولی مگه این آقا مهدی پسر خالمون گذاشت؟
کلی طبل زد![]()
دیگه یه کوچولو خوابیدمو....
بعدشم اومدم بیرون به امید اینکه مجهولو ببینم آخه فردا میره اون ور و تا یه هفته نمیتونم ببینمش![]()
اما نبود اومدم خونه
صب با مامانم واستاده بودم که گیر داد هر وخ مجهولت اومد نشونم بده![]()
پایه شده ها
خلاصه تا دیدمش با کلی نشونه به مامانم نشون دادمشو گف نه خوبه![]()
کلی خندیدو بعدشم رفتم دیگه
دو روز بود گیر داده بود نشونش بدم
بالاخره دیدش
چقد این نود دیر آپدیت میشه![]()
خسته شدم
نمیدونم چی بگم دیگه
راستی شهادت امام حسین و ۷۲ تا از یارایی که باهاش بودن هم تسليت مخصوصا حضرت ابولفضل که هر وخ اسمش میاد تن آدم میلرزه
چقد میشد تو این روزا واسه آخرتمون بار جمع کنیم
اما من یکی که حتی یه دونه گندمم ور نداشتم
شما چیکار کردین؟
خوب استفاده کردین یا نه مثه من بودین؟
ایشالا که نهایت استفاده رو بردین
تو این روزا فقط از امام حسین خواستم که .... نه چون واسه خودم نبود نمیگم
من دیگه همه چی دارم
چیزی که واسه خودم میخوام فقط موفقیته
واسه همه هم همینطور
دیگه اینا یه حرفاییه که جا نیس اینجا بگم
وختی با خدا حرف میزنم اینا رو میگم
هرچند چن وخته از خدا یه کوچولو دور شدم
ایشالا کم کم نزدیکتر میشم
به شمام توصیه میکنم خدارو یادتون نره چون فقط اونه که همیشه باهامونه و هیچ وخ بهمون خیانت نمیکنه و خوبمونو میخواد
دلم یه جوری شد
انگار یهو یه موج مثبت وارد بدنم شد
عاشورا هم گذشت
باید صب کنیم تا سال دیگه کو چی در انتظارمونه
سرم درد گرف خدافظ
پاورقی : فقط بگم خیلی یه جوریم چجوریشم نمیدونم!!!![]()
يلداتون مبارك
اميدوارم عمرتونم مثه يلدا بزرگ باشه حتي دو سه دقيقه
خب چي بگيم؟
چه معذلي شده اين حرف زدن
امشب واسم يه شب عجيبي بود
واقعا عالي بود
فك نميكردم چنين شبي هم تو عمرم باشه!
به اميد شباي بهتر هم واسه شما هم من هم واسه همه آدما
نميدونم چجور اين شبو توصيف كنم
يه اتفاقايي افتاد كه اعصابمو ريخ بهم
خواسنم به يكي از دوستام كمك كنم كه انگار ليايقت نداره آدم بشه
مهم نيس هر گندي ميخواد بزنه
مهم منو مجهوليم كه ميدونم پيش هم خوش بختيمو خيلي هم هوا همو دارم
گلم شبت مبارك و خيلي خيلي دووووووووووووووووووووووووووووووست دارم
نميخواد حرص اين چيزا رو بخوريم، ما سعيمونو كرديم!
بله ديگه آدما تا يكيو دارن قدرشو نميدونن ولي وختي از دستش دادن ميفهمن كه چيكار كردن!
با دوستم بودم، البته الان ديگه دوستم نيس، نميخوامم بگم كه دشمنمه، خوشم نمياد هر حرف بديو واسه يكي بكار ببرم!
واسش واقعا متاسفم
گند زد به شبمون
هم شب خودش هم شب منو مجهولم
عيب نداره اينا مهم نيس مهم عشق خودمون
من به اون چيزي كه خواستم رسيدمو ازش راضيه راضيم
شماها چيكار ميكننين
نظر كه كم ميدين
بيشتر نظراتتونم كه خصوصيه و هركي بياد فك ميكنه چه وبلاگ مزخرفيه كه انقد نظر كم داره
بازم عيب نداره
هر جا هستين هركار ميكنين، سالم و سلامت و موفق باشين
ناناسم دلم برات نيس ديگه
اندازه ... اندازه نقط ي همين كلمه ها شده
خيلي خوبي
از خدا ممنونم كه تو رو بهم داد
فدات بشم
ايشالا شب خوبي داشته باشين
شب خوش با آرزوي بهترين ها
پاورقی ۱: میخوام برم بخوابم
پاورقی ۲: سرم داره میترکه گلومم بجور میسوزهُ انگار در شرف سرماخوردگیم
پاورقی ۳: نمیدونم
در دريا ميدوم، هر كجا ميلم كشد مي ايستم
تا بتوانم در آغوش آسمان سهم نورم را از خورشيد بستانم
ميدوم، دشت برايم در مشت گرفتني
روز برايم پايان نيافتني
ميتوانم به جاي راه رفتن، پرواز كنم
با پرنده روي شاخه بنشينم
آواز بخوانم و با بلبل رقابت كنم
براي امروز... نه
شايد براي فردا از قطار زندگي پياده شوم كمي جلوتر، دوباره سوار شوم
سرم را از پنجره بيرون كنم و فرياد بزنم كه اين قطار به فرمان من در حركت است
كنار ساعت بنشينم
با عقربه هايش بازي كنم
تندتر بچرخانم، نگهشان دارم، از روي پيچ وسط جدايشان كنم
تاريخ را عقب بكشم
بخندم كه جوانتر شده ام
كودكي ام را انتخاب كنم، بيشتر در آن دوران بمانم
هر زمان كه دوست دارم جلوتر روم
سوار شوم، پياده شوم
هر چه را ميپسندم براي خود بردارم
با هستي نگردم، آن را به ميل خود بچرخانم... و باز هم بچرخانم...
ميچرخي... و از رويايي كه در آن بودي همچون گوي گردونه به بيرون افتاده و بيدار ميشوي
كسي صدايت ميكند
ابريشميست...
دوست خوبم در چه فكري؟
سر بلند كرده و ميگويي:
فكر كه نه، خواب غريبي بود ........................................................
موفقيت و به دست آوردن، سهم تو خواهد بود و هستي ياريت خواهد داد تا نسبت به توانايي خودت به آرزويت جامه عمل بپوشان
امروز احساس كردم افتادم رو غلتك
ديگه اومدم با كلي خوشحالي و حرفا خوب خوب
ميدونين تغيير كردن اون قدام كه فك ميكنيم سخ نيس
خودمون سختش ميكنيم
امروز فهميدم من خودم نميخوام كه خوب باشم
مشكلامو ربط ميدادم به بقيه
بايد سر نخ همرو تو خودم پيدا ميكردم
ديگه گذشته هام تموم شدن
آينده هم كه هنوز معلوم نيستو نبايد قصشو خورد
بهتره تو همين زمان حالمون باشيمو ازش لذت ببريم
بدون هيچ دغدغه
حتي يه اتفاق كوچولو هم نبايد بهممون بزنه
ما خوشبختيم و اين خوشبختي هميشه پيش ماست
مگه خودمون بخوايم اونو پس بزنيم
پس ما هم با تلقين خيلي چيزا ميتونيم كنيم
از اين به بعد اينجا ميشه جايي واسه ثبت اتفاقاي خوب و جالب
ديگه هرگونه ناراحتي و غم غصه تو اينجا ممنوعه
من شادمو زندگيه شادي دارم
شما هم همينطور
پستا قبلو پاك كردم چون يه نمونه حرفا نا اميد كننده توش بود و زياد جالب نبودن
تا الان داشتم تو جاده خاكي را ميرفتم حالا رو ريلم
شايد چن وخته ديگه تو هوا باشم!
خب ديگه ميرم تا باز با خبرا خوب برگردم!
"راستي از مجهول جونيم ممنونم كه اينقد به فكرمه"
پاورقي 1 : دارم دنبال يه سايت ميگردم ولي هنوز به نتيجه نرسيدم!
پاورقي 2 : من اين هفته نميخوام برم اصفهان اگه اينا ميخوان برن، آدم بايد تاسوعا عاشورا تو شهر خودش باشه مگه نه؟؟؟؟
كاش ميشد ما دخترام دسته سينه زني داشتيم،اگه ميشد چي ميشدا(بعد دربارش ميحرفيم)!!!!!
| Design By : Night Skin |






