გამარჯოქა خب 23 آبان شد و منم اومدم! تازه دوستيمون يه سالش شده! مجهولم روز یکی شدنمونو بهت تبریک میگم گنسلو !!! پاورقي 1 : لپم قرمز شده!!! فردا ميرم شهركرد با دختر و عروس عمه ام! خيلي وخته بشون قول دادم برم ديگه شد كه فردا برم! 



يعني سلام
آخه همش نوشتم سلام![]()
گفتم هم تغيير باشه هم آموزش زبان گرجي!!!![]()
چي؟
ها تلفظشو بلد نيستين؟ خب به من چه مفتي مفتي ميخواي كلاس زبان گرجي برين؟![]()
نه عمو...... خب باشه اين يكيرو ميگم اينجور ميخوننش Gamarjoba ![]()
آفرين همه باهم ......![]()
يكم اشتبا بود ولي تمرين كنين ياد ميگيرينش![]()
چي؟
بازم بگم ؟ برين بابا من اومدم ازتون خدافظي كنم و برم ديگه ولي شما.... خب بعد 120 سال كه برگشتم يادتون ميدم! البته اگه زنده بودم!![]()
تو سلام بوديم![]()
آره ديگه تكراري شده بود و تو همه پستام اولش سلام بود
هرچند ميگن سلام سلامتي مياره ولي من كه همش سلام كردم ولي كو سلامتي؟ اونم سلامتيه عقلي؟؟؟؟![]()
اوه اوه مجهول فيوزش پريد![]()
ببخشيد غلط زيادي!!!![]()
خب داشتم ميگفتم ديگه ميرمو شايد كم به وبم سر بزنم يعني شايد اصا سر نزنم
البته نظراتونو ميام بخونم ولي پست ديگه..... اااااااااااا چرا گريه ميكنين؟![]()
واسه من؟ ![]()
تورا خدا گريه نكنين منم گريه ميكنما!![]()
اشكم دمه مشكمه ها!![]()
دسمالامونو تموم كردين بسه ديگه!![]()
اصا بيخيال حرفشو نميزنم كه شما ناراحت نشين تو روزاي دوري از منم گريه نكنينا خو؟؟؟؟![]()
ديشب قرار شد شامو من درست كنم!!!!![]()
منم كه تنها كاري كه بلد نيستم آشپزيه
و از حرفوفن راهنماييم يادمه كه سالاد الويه درس كنم! بابامم كه كلي دوس داره!![]()
منم آستينامو زدم بالا و يا علي![]()
يه الويه ي مشت درس كردمو بابام كه اومد و فهميد كلي خوشحال شد!!!!!!!!!![]()
همون وخ گف زود شامو بيار كه دارم پر ميزنم!!!![]()
منم كلي سفره آرايي كردمو ميزو عين دسته گل درس كردم!![]()
ولي عجب ميزي شدا!!!!![]()
ديگه شورو كردن به آفرينو احسنت!![]()
منم داشتم بال درميووردم كه يهو آجيم گف هـــــــــــــــــــــــــــــــــي آجي چرا تو سقفي بيا پايين!!!!!![]()
خلاصه واسه اولين بار از شامم تعريف كردن!!! ![]()
ديگه فك ميكنم دارم ياد ميگيرم!![]()
هرچند به يه كتاب آشپزي نيازمندم!![]()
بگذريم![]()
شبم تو خواب ديدم محرمه و من بين اون همه دختر يه سيگار گنده گذاشته بودم
كنار لبمو همچين ميدودمش كه........![]()
نميدونم خوابم چه ربطي داشت!![]()
يه چيزم به يكي از بچه ها كه نظر داده بود بگم![]()
آبجي مريم شناختمت! خودت بودي ديگه؟ نه عزيز من فراموشت نكردم، اينو يادت باشه من حتي اونايي كه ازشون بدم مياد رو هم سعي نميكنم فراموش كنم! تو كه آجيمي ديگه و ..... ياهو مسنجر نداشتم! حا هم پي ام گذاشتم ولي جوابشو نگرفتم گفتم تو وب مطرح كنم!!! ديگه شرمنده اگه كوتاهي كردم!!!
ها شب يلدا هم مبارك![]()

البته قبلش عيد قدير پيشاپيش و عيد قربان قبلاقبل مبارك![]()
ديگه وخت خداحافظيه ![]()
ووووووووووووووووي باز كه گريه هاتونو شورو كردين! بابا ميام اما حالا ها نه![]()
چي؟ ![]()
كار؟
آره كلي كار سرم ريخته!![]()
نه بابا كارم كجا بود كي به من كار ميده
ولي اي داغمو تازه كردينا!![]()
اگه كارو پيدا كردين بگين يه سر هم بياد پيشه من!
من كار ميخوام![]()
هرچند پيشنهاد شده چيكار كنم ولي نميشه كه.......
خب ديگه كم كم![]()
...........................................................
واي ساكت شين ديگه!![]()
عصباني ميشما![]()
نه من كه عصباني نميشم![]()
دختر به اين خوبي
بابا چرا دس به سينه نشستين؟![]()
نه عصباني نميشم
ديگه برم سراغ كار هميشگيم ، نقاشي![]()

اميدوارم همتون موفق باشين
راستي منو هم ار دعاهاتون بي نصيب نكنين![]()
هرچند انتظار ندارم كه مخصوص منو دعا كنين چون خودمم اينجور نيستم فقط تعداد اندكي رو خصوصي دعا ميكنم شمام اگه ميخواين درخواست بكنين و نام و آردسو كلا بيوگرافيتونو بگين منم چشم خصوصي دعاتون ميكنم!!!
اووووووووووووووووه چه خبره چرا همه ريختين رو سرم بابا من نگفتم دعاهام ميگيره كه گفتم دعا ميكنم كو اون بالاييه ميشنوه يا نه!!!!![]()
خب ديگه چقد حرف زدم!![]()
بايد رفت!
كجا؟
هرجا
شايدم ناكجا
يه چيز ديگه هم اينكه من كار ندارم كه ميگم نميام ديگه
ميخوام چن وخ به خودم برسم!
يكم تغيراتي هس كه بايد تو خودم بجود بيارم كه به وخت نياز داره و . . .. . . . .. . . ....... پس دعا كنين موفق شم![]()

ღმერთს ებარებოდეთ
بـــــــــــــــــــــــــــــابـــــــــــــاي






پاورقي 1 : حلالم كنين![]()
پاورقي 2 : تعطيليه شنبه هم بر شما دانش آموزان و معلما و..... مبارك!!! ![]()
پاورقی ۳ : یادم رف واسه آجیم ناهار درست کنم!![]()

سلام و شب خوش
حالم زیاد خوب نیستو دارم کم کم فکرا بد میکنمو به خودمم بد و بیرا میگم
اعصابمم خورده
دلم واسه اینجا تنگ شده بود و گفتم بیام
من که همیشه حرفامو تو خودم ریختم و بعضیاشونو اینجا کپی کردم
وای اگه من این دلو نداشتم چیکار میکردم؟
انقد اخلاق گندی دارم که.......
چشام داره از کاسه درمیاد
دوس ندارم بگم چی شده
اومدم اینجا تا فقط سرگرم شمو چرت نگم
حرف دیگه ای ندارم
فقط از خدا میخوام منو تو تغییر دادنم کمک کنه
چون واقعا بدون اون نمیتونم
هرچند......
حتی روم نمیشه بگم
پاورقی : هیچی نیس بگم!!!
کامپیوتر بجور هنگید و طاقت نیوردم و اومد که آنتی ویروسو آپدیت کنم!!!
ولی بجور لفتش داده!
حوصلم سر رفت!
نمیدونم چی بگم!!؟؟!!؟؟
برم دیگه!!
پاورقی ۱ : مامانم رفته باشگا!!!!!!!![]()
پاورقی ۲ : دارم اگدک میخورم( یه نو نون فریدونشهری ) مجهولم نیومد که ازم بگیره ببره اون ور!!!![]()
پاورقی ۳ : تابستون سال دیگه انگار میرم گرجستان!!!!![]()
اول بايد بگم سلام!
بعد يه اعترافي بكنم اونم اين كه انگار اصلا وبم خواننده نداره چون اصلا نظر نميدن!
عيب نداره من فقط واسه دل خودم مينويسم!
حالا بگم امروز چه روزيه؟
آره سالگرد دوستي منو مجهول!
ديگه يه سال بزرگتر شد!
چه روز باحالي بود!
اصلا نميخواستم با مجهول دوست بشم اما به اصرار دختر عمه ام شد ديگه!
الانم بجور رفته تو اين دل بي صاحاب!
به ميمنت اين روز عزيز اينجانب هم سرما خوردم!
خب ديگه امروزم اومدو يه جورايي باورم شد كه منو مجهول دوستيم!
به قول خودش اين دوستيا باعث ميشه همديگرو خوب بشناسيم و تو اين مدتم تقريبا با هم آشنا شديم!
اما هنوزم ممكنه چيزايي باشه كه از هم ندونم!
ديگه بيخيال حرفام مسخره شد
اين كامپيوترم پر ويروس شده ولي وخ نكردم بيام آنتي ويروسو آپديت كنم!
راستش منتظرم كه اين ماهم تموم شه كه خرج نت رفتن بيفته واسه فيش ماه بعد!
چون دير آپديت ميشه!
بالاخره يكي منو يادش اومدو يكي واسمون تكيد!!!!
راستي پسر خالم آبله مرغون گرفته!
الهي من بميرم واسش!
نميدونين چه دسته گليه كه!
حيف ازم خيلي كوچيكتره و گرنه يه جور مخشو ميزدم!
الان 7 سالشه!
چشاي آبي با موهاي بور!
قبلنا كه كوچيكتره بود گر و گر بهم ميگف آجي دوست دارم، اونم با اصطلاحاي عجيب!
يه بار بم ميگف اندازه چاهاي فاظلاب تو دنيا دوست دارم!
حالا ديگه زياد روش نميشه بم ابراز دوس داشتن كنه!
چن وخ پيش كه خونشون بوديم ميگف آجي تو خونمون بمون تا موهات سفيد شه!!!
خلاصه هرچي ازش بگم كم گفتم!
خيلي بامزه اس!
ديگه از چي بحرفيم؟
اتفقاي زياد تو زندگيم هس اما نميدنم جا داره تو وب بگم يا نه!
فعلا نگم بهتره!
ديگه كم كم رفع زحمت ميكنم!
بابااااااااااااااااااااااي

پاورقي 2 : بدنم ميدرده!
پاورقي 3 : آب دماغم را افتاده!
پاورقي 4 : الان همه خوابن، ساعت 1 نصفه شبه!خيلي هم خوابم مياد!
پاورقي 5 : منو چن نفر از دوستامم خيلي دعا كنيد!
پاورقي 6 : شب خوش!!!
خدایا از عشق امروزمان برای فرداهامان چیزی کنار بگذار....
برای آن روزی که فراموش میکنیم عاشق بوده ایم....
یک مشت.... اندازه ی یک لبخند....
یک خاطره.... اندازه یک نگاه....
تا دوباره بشکفد....
تا دوباره ببارد و سیراب گرداند همه ی رو ح و قلب و جانمان را....
******************************
سلام یه سلام بارونی!![]()
داره بارون میاد خیلیم قشنگه اما دلمو میگیره! یاد روزای بدم میفتم. این مجهولم که اینجا نیس یکم آرومم کنه. واقعا خوبه و الان و اینجور بودنمو مدیونه اونم!
تا الانش که کلی کمکم کرده و از همینجا میخوام ازش تشکر کنم!( البته منم خیلی باش خوب بودما
)
نمیدونم چی بگم!
آهااااا چن روز بود که سپل یا همون فریدونشهر تشریف نداشتمو با دختر عمه ام و عروسشون رفته بودم شهرکرد! دو شبو تو خوابا (ف) بودیمو با ترس و لرز از ورودی میگذشتیم خب ما که دامشجوای اونجا نبودیم!!!![]()
دو شبم رفتیم خونه بابای عروس عمه ام!![]()
شب اول تو خوابگا یکم آروم بودم و شولوغ نکردم ولی فرداش یکم شر شدم! ولی این سر بی صاحاب یادش اومد که درد بگیره و گرفت!
میگرنه دیگه نمیشه کاریش کرد!![]()
شب اول که رفتیم خونه بابای (ا) با مجهول دعوام شدو گفتم دیگه نمیخوام با هم باشیم و گوشی رو قط کردم!![]()
همه دعوام کردن! همون وخ مجهول اس داد که دلش گرفته بود و من با اخلاق گندم بترش کردم!![]()
اعصابم ریخ بهمو بش زنگ زدم و با کلی بحث یکم با هم دوس شدیم!![]()
شب اصلا نتونستم قشنگ بخوابم!
صب فردا بیرون بودیم و اومدیم ناهار خوردیمو دوباره رفتیم بیرون!
شب آخرم تموم شدو ظهر چارشنبه را افتادیم و رفتیم ترمینال و مستقیم رفتیم طرف نجف آباد که باز تو راه با مجهول بحثمون شد و قهر کردیم!![]()
یک ساعت تو ترمینال نجف آباد علاف بودیمو بعد یه دعوای حسابی بین مسافرا و راننده بوجود اومد!![]()
پش سر منو دختر عمه ام هم دوتا پسر مسخره نشسته بودن که با چرندیاتشون اعصابمن و خورد کردن!
خلاصه بعد از ساعت ها به داران رسیدیمو پسر عمه ام اومد سراغمون و رسیدیم خونه و من رفتم حموم و اومدم خوابیدم!![]()
الانم چن روزی میگذره و اول گفتم دیگه نمیام بآپم چون احساس کردم مجهول خوشش نمیاد اما دلم گرفت و نشد!![]()
امروز بعدازظهر کلاس دارم ولی اصلا حوصلشو ندارم!![]()
فدای مجهئلم بشم چن وخته بجور حالش بده! اینقد بش میگم مواظب باش اما....![]()
![]()
![]()
![]()
تورا خدا دعا کنین زود بخوبه!![]()
دیروزم کلی با مامانم دعوام شد! مثله همیشه!![]()
فردام تولد آجی جونمه و بلند میگم توللللللللللللللللللللللللللدت مباررررررررررررررررک!!!![]()
کادوشم که دادم بهش و اگه شد باز میرم یچیز دیگه واسش میخرم!![]()
دیگه باید برم!![]()
پاورقی ۱ : دارم مجید خراطها گوش میدم واقعا قشنگ میخونه!![]()
پاورقی ۲ : الان ننم میاد باید برم ناهارو آماده کنم!![]()
پاورقی ۳ : نمیام تا ۲۳ آبان که یه روز مهمیه بمونین تو کفش تا بیام بگم چه روزیه!![]()
پاورقي 1 : اصلا حوصله ندارم ولي قول دادم بايد برم تا چارشنبه هم نميام!
پاورقي 2 : داره بارون مياد، خيلي قشنگه، ميخوام برم بيرون!
پاورقي 3 : مجهولم سرما خورده، الهي فداش شم، دعا كنين زود بخوبه!
| Design By : Night Skin |


