سلام اين ترانه كه از امير كريمي و مهران فهيميه رو خيلي دوس دارم واسه همين اون قسمتا خوبشو كه بيشتر دوس دارم نوشتمش!
منو ياده خيلي چيزا ميندازه، از همه مهمتر مسافرت عيد 88 كه منو دختر عمه ام همش با اين آهنگ گذرونديم!
مسافرت جالبي بود!
همچنين عيدش خيلي خوب بود!
اولين سالي بود كه يه نمونه حالم سرجاش بود!
ديگه حرفي نيس!
تو همون بودي كه من خوابشو ديدم
تو هموني كه ميخوام براش بميرم
تو همون فرشته اي از جنس آدم
تو واسم نشونه از خداي عالم
تو هموني كه تو خنده هام شريكي
توي درد و غصه هام واسم طبيبي
تو همون روياي پاكي كه توي شب هاي من بود
تو يه قطره از خدايي
تو همون بودي و هستي كه ميخوام براش بميرم
از خدا خواستم هميشه پيشه تو آروم بگيرم
تو واسم دنياي عشقي، تو تموم لحظه هامي
تازه ميشه روح و جونم، وقتي كه تو پا به پامي
از خدا ميخوام هميشه كه كنار تو بمونم
شمع باش، پروانه ميشم، تا كنار تو بسوزم
وقتي چشمات گريه ميكرد، آرزوم بود كه بميرم
كاش بودم كنارت اي گل، تا كه دستاتو بگيرم
تو يه قطره از خدايي
پاورقي 1 : مامانم تازه از پياده رويه عمومي برگشته و داره صبونه ميخوره منم تازه از سر كتاب اصول حسابداري 2 بلند شدم!
پاورقي 2 : ناهار خونه خالم مهمونيم!
پاورقي 3 : هيچي ديگه!
| Design By : Night Skin |


